أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

447

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

بارگاه فلك‌احتشام درگذشت و درگاه خلايق‌ملاذش به يمن تربيت پادشاه وافرعنايت آرامگاه اشراف و اعيان عراق و فارس و آذربايجان گشت . و آن امير صافىضمير در تدارك اختلالى كه در اوايل ايام جهانگيرى در بعضى از ولايت وقوع يافته بود ، به قدر امكان سعى نمود و در ترفيه حال اصحاب فضل و كمال كوشيده به انامل معدلت ابواب مكرمت برگشود . ديگر آنكه قاضى محمّد كاشانى كه به عالىمنصب صدرات معزز بود و از غايت تقرب و نيابت در اكثر مهمات سر كار سلطنت دخل مىفرمود ، كوكب طالعش از اوج اقبال روى به حضيض و بال نهاد و بخار غرور و پندار به كاخ دماغ راه داده ، نسبت به امير نجم الدّين ابواب مخالفت بازگشاد . و در غيبت آن جناب در روزى كه پادشاه گيتىفروز در بزم نشاط و كامرانى نشسته بود و از دست ساقيان سيمين‌ساق جامهاى شراب ارغوانى تجرّع مىنمود ، معروض مىداشت كه امير نجم الدّين مبلغ بيست هزار تومان از اموال شاهى تصرّف دارد ، اگر او را به بنده سپارند به اندك زمانى آن مال بسيار را به خزانهء عامره مىرسانم و غايت كفايت و كاردانى در سرانجام مهام سلطانى ظاهر مىگردانم . پادشاه معدلت‌پناه از نهايت علّو همّت به آن سخن التفات نكرد و هم در آن ايّام كيفيّت حال را به امير نجم الدّين در ميان نهاده قاضى محمّد را به دو سپرد و امير نجم الدّين او را مصادره و مؤاخذه نمود . در آن اثنا آن مقدار قبايح افعال و فضايح اعمال از وى ظاهر گشت كه حكم همايون به سياستش صادر شد و كار از شفاعت امراء و اركان دولت درگذشت و بعد از قتل قاضى محمّد منصب صدارت به امير شريف الدّين على كه از جمله احفاد امجاد اعلم افراد انسانى سيّد شريف الدّين على الجرجانى بود و در اكتساب فضايل نفسانى متبع جد امجد خود مىنمود ، تفويض يافت . و آن سيّد فاضل خوب‌صورت جميل‌سيرت از روى استحقاق در آن منصب بلندمرتبت دخل كرده پرتو انوار عاطفت پادشاه كامكار بر صفحات روزگارش تافت . خواندمير درگذشت امير نجم الدين را چنين بيان مىكند : « چون پادشاه فلك‌اقتدار چند روز در نواحى قصر زرد به امر صيد و شكار پرداخت و آن فضاى خضرت‌افزا را از خون آهو و نخجير سرخ ساخت عزيمت خطهء اصفهان فرمود و بعد از وصول به مقصد ميدان آن بلدهء جنت‌نشان در نظر همت آن حضرت تنگ نموده به گشاده